مستند ,ذاکری ,فیلم ,داماهی ,دوربین ,صحنه ,شخصیت اصلی ,ذاکری انجام ,داشته باشیم ,خانم ذاکری ,توانیم بگوییم

منبع : سایت نقدسینما :

https://moviereviewmag.com/4331



داماهی به داد دوربین برس!


در افسانه های جنوب کشور داماهی نام ماهی بزرگ و زیبایی است که در اعماق آب ها زندگی می کند و به یاری مردم می شتابد و حتی خود را فدای آنها می کند. مستند 90 دقیقه ای "در میان امواج" با نمایی از رقیه ذاکری شخصیت اصلی فیلم در کنار خلیج همیشه فارس آغاز می شود و او داماهی را که خود در طول مستند شبیهش می شود معرفی می کند ، همینجا بد نیست اشاره کنیم که اگر مستند "داماهی" نام می گرفت در عین اختصار بسیار گویاتر بود و بیشتر روی اثر می نشست ، در ادامه نگاهی بسیار کوتاه و جشنواره ای بر این اثر داریم.

فیلم قصه ی زنی میانسال و فداکار در شهر گرم و محروم میناب است که به گفته خودش 6000 دستفروش را ساماندهی کرده ، برایشان سایه بان زده و اطلاعاتشان را جمع آوری کرده و به نوعی می توانیم بگوییم کارآفرینی کرده است و همه ی اعضای انجمن زنان ساحل میناب که برایش تمام دنیاست ، او را قلبا دوست دارند تا اینکه بحرانی رخ می دهد و همه چیز متفاوت می شود...

اشکال بارز فیلم که حتی ساده ترین مخاطبان هم از دقایق ابتدایی متوجه آن می شوند استفاده از دوربین روی دست در تمامی نماهاست ، به کرات پیش می آید که نمایی لانگ -مثلا از یک منظره- را می بینیم در حالی که دوربین شدیدا می لرزد و بیننده را آزار می دهد علیرغم این که ثابت کردن دوربین حداقل در تعدادی از صحنه ها کار بسیار ساده ای بوده و در نتیجه عملکرد این چنینی دو فیلمبردار به عنوان ایراد جدی کارگردانی فیلم مطرح است هرچند که در اواسط کار فیلمبرداری کمی بهتر می شود اما هنوز فاصله زیادی تا مستندهای استاندارد دارد. قصه در بخش زیادی از فیلم مونولوگ وار توسط شخصیت اصلی بیان می شود که تا اینجا شیوه ای معمول در روایت مستند است اما خانم ذاکری این نریشن ها را با لحنی بسیار کتابی و مصنوعی می خواند و این امر انتقال حس اثر را کم می کند و باعث فاصله گرفتن مخاطب از آدم های داستان می شود ، بخشی از این نریشن ها روی تصویر نقاشی هایی متناسب با موضوع کار شده ، نقاشی ها زیبا و مرتبط هستند اما گاهی مکث بیش از حد روی آنها خسته کننده می شود و مستند را به سمت رادیویی شدن سوق می دهد. در اوایل فیلم که همه چیز خوب پیش می رود و همه خوشحال هستند بارها از محیط و مردم آن یک فضای خیلی کلی ارائه می شود و همین عاملی است تا مخاطب به آن نزدیک نشود ، شاید اگر با دونفر از دست فروشان مصاحبه ای جزیی و دقیق درباره زندگیشان و خانم ذاکری انجام میشد به عمق کاری که ذاکری انجام داده پی می بردیم و جلوتر وقتی که بحران ، که همان تخریب سایه بان ها و دستور تخلیه منطقه از طرف شهرداریست ، رخ می دهد بیشتر درگیر موضوع می شدیم و احساس بحران می کردیم. مشکل دیگری که سبب می شود نگاهی از بیرون –و نه همراه شخصیت اصلی- به ماجرا داشته باشیم ، یک طرفه بیان کردن چالش است که اتفاقا در زندگی هم گریبان گیر خیلی هایمان است ، ما هیچ گاه در مستند حرف قاضی ، فرماندار و یا شهرداری را نمی شنویم ، شاید اندکی هم حق با آنها باشد ، تا حرف دو طرف را نشنویم نمی توانیم جهت گیری درستی داشته باشیم و خود را میان دعوا قرار دهیم. در پایان مستند همان صحنه ی آغازین را شاهد هستیم و جملاتی که ذاکری درباره ی دریا و زنده بودن می گوید ، اما آنها را هم مثل مفهوم داماهی و نکات دیگری در مستند بارها تکرار می کند ، می توانیم بگوییم از اواسط مستند با قصه جدیدی روبرو نبودیم و هرچه بود تکرار مشکلات ذاکری بدون یافتن راه حل و یا طرح سوال جدید بود و قطعا اگر مستند ، به ویژه در قسمت پس از بحران کوتاه تر شود هم همین تاثیر را بر بیننده می گذارد. ذاکری بعضا تک جمله های خوبی می گوید و دل مخاطب را می لرزاند ، نکته مثبتی که کاملا در اثر به چشم می آید حضور دائمی مستندساز همراه قهرمان داستان است به طوری که حتی غیرعادی ترین صحنه مثل درگیری شبانه او با مامورین شهرداری را هم به تصویر می کشد. کشاورز برای ساخت این مستند زحمت زیادی کشیده و به گفته خودش 5 سال درگیر آن بوده که در نوع خود جای تقدیر دارد.

پارسا زهره ای 14 آذر 95

منبع اصلی مطلب : دیدن
برچسب ها : مستند ,ذاکری ,فیلم ,داماهی ,دوربین ,صحنه ,شخصیت اصلی ,ذاکری انجام ,داشته باشیم ,خانم ذاکری ,توانیم بگوییم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : نقد مستند در میان امواج